قهرمان ميرزا عين السلطنه
1008
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شكر خندهاى نموده عرض كرد بنده هم مىخواهم پاى شاه را زيارت كنم . جلو رفته بوسيد . بلند شده دو كلمه حرفى هم زد . بيرون آمدند . اهل نظام هيچكس نبود فقط نظم الدوله رئيس پليس حاضر بود . امين الدوله هم نبود . مشير الدوله بود . بيشتر عملهء خلوت شاه شهيد بودند . نايب السلطنه در گوشهء سرسرا ايستاده مشغول التماس و نجواى با صدراعظم بود . من و تاج الدين ميرزا روى پله ايستاده بوديم . بعد از اتمام نجوى آمد بگذرد احوالپرسى گرم و نرمى كرد . اعتماد نظام تنها با يك نفر اعتماد نظام رفت . تمام نوكرها پراكنده شدند . كسى كه حاضر و آشكار خدمت مىكند همين اعتماد نظام است . خيلى افتاده و پشيمان است . آن روزهاى خوش هروقت به يادش مىافتد قبضروح مىشود . در حقيقت روزى هزار دفعه جان مىدهد . تمام از دماغش به اضعاف مضاعف بيرون آمده . خيلى است اگر تلف نشود . رمقى ديگر برايش باقى نمانده . بيرون آمديم . نايب السلطنه عمارت خورشيد و سروستان را نايب السلطنه خالى كرده . شعاع السلطنه آنجا منزل گرفته . رفت از او ديدن كند . سال گذشته روزى كه اميريه شاه مهمان نايب السلطنه بود و وليعهد ناخوش بود نيامد همين شعاع السلطنه و سالار الدوله سر سفره بودند حضور داشتم . بىاعتنائى و حركاتى كه از نايب السلطنه مشاهده مىنمودم و ياد همچو روزى مىكردم كه به مكافات بايد گرفتار شود خوش سلوكى نداشت . رفتيم خانهء حضرت و الا . گرما به شدتى بود كه حساب نداشت . غروب منزل آمدم . مشغول بنائى هستيم . حوض اندرون خراب بود . چهل تومان خرج تعمير آن شد . نه خروار آهك برد . پانزده ذرع طول حوض [ است و ] چهار ذرع عرض دارد . بيرونى هم همينطور حوض دارد . از سال گذشته تا حال متصل تعمير مىكنم . باز جاى ديگر خراب است . اين حوض همه ساله خرابى دارد ، خصوصا آنقدر بزرگ باشد . پنجاه تومان تا حال خرج باغ شده هنوز شنريزى نشده . دوشنبه 26 ذيحجة الحرام - صبح را خانهء حضرت و الا رفته افخم الدوله با محمد حسن ميرزا باهم رفتند . من با حضرت و الا كالسكه نشسته رفتيم . ازدحام از اسب و كالسكه و نوكر آنقدر در ميدان ارگ بود كه حساب نداشت ، چون در اين اواخر شاه شهيد تمام درهاى ارگ را مسدود كرده فقط عبور و مرور را از اين درب آلاقاپى قرار داده